بعد از قضایای خواستگاری استاد گیتارم، از اون روز اصن تمایلی ندارم سمت سازم برم...دلیلشم نمیدونم...یعنی میدونم ولی توضیحش سخته مامان فسقلی گفت اگه حالا سختت هست این هفته رو نرو...این هفته اخه دوستام نمیان و کلاسم حالت خصوصی پیدا میکنه و میترسم باز شروع کنه حرف زدن و من اصلا اصلا دوس ندارم رو در رو باهاش در مورد این چیزا حرف بزنم..تو همون تلگرام هم مردم تا حرفامو زدم...خلاصه نمیدونم چه خاکی بر سر کنم...از طرفی هم نگران برخوردش هستم...من خودم نمیخوام مثلا حالت سرسنگین طور رفتار کنم..میخوام کاملا عادی باشم مثل همیشه که انگار هیچی نشده..چون جو اگه سنگین شه مسلما افتضاح ساز خواهم زد:/ 

به هر حال از امروز زوری هم که شده باید تمرینامو شروع کنم..

.این روزا میتونم بگم مصداق این جمله هستم که اگه ده نفر عاشق یه دختری باشن، دختره عاشق نفر یازدهمیه که دوسش نداره نمیدونم چرا روابط تو این دنیا اینجوریه:/ ولی امیدوارم هر چه زودتر عاشق یکی از همین ده تا بشم نه نفر یازدهم!!


پ.ن به فال اعتقاد ندارم ولی همه اش داره واقعی میشه گویا!

 انتشار از منبع : happyapril-b - happyapril-b
پنجشنبه 23 دی 1395 ساعت 09:42:29
  برچسب ها : عاشق ,نمیدونم ,ندارم